بنا بر سروده هاي شاهنامه و كتب تاريخي ، سرزمين نخستين و زادگاه ارمنيان ميان درياي مازندران و آمودريا و درياچه آرال بوده است ، و بنابر ونديداد(بخشي از اوستا) همين سرزمين خاستگاه آرياييان است، و از همين روي ارمنيان يكي از تيره هاي آريايي هستند. به قولي در اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد گروه كثيري از اقوام آريايي از شمال درياي مازندران به سوي جنوب به حركت درآمدند. بخشي از آنان كه ارمنيان بودند، چون به سرزميني رسيدند، كه بعدها، ارمنستان ناميده شد، در آن سرزمين اقامت گزيدند، دسته ديگر به حركت خود به سوي جنوب ايران ادامه دادند. ارمنيان امروزه در بسياري از شهرهاي ايران منجمله اروميه و اصفهان و اهواز و . . . سكونت دارند. اميد بسياري بر اين است كه فرزندان ايران زمين بارديگر اين مرزهاي غير حقيقي و استعماري را بردارند و ايران بزرگ با همه مردمانش در كنار يكديگر زندگي نمياند.
در كتيبه هاي آشوري سده نهم پيش از ميلاد ، از اقوام «پارسواش» ياد گرديده است كه در حوالي درياچه اورميه زندگي مي كردند. سپس در اوايل سده هفتم پيش از ميلاد در سالنامه هاي آشوري از مردم «پارسواش» نام برده مي شود، كه با مردم انزان، به ايلامي هايي كه بر عليه آشور مي جنگيدند، ياري داده اند. در اواخر سده هفتم پيش از ميلاد ارمنيان به رهبري باروير به دولت ماد در براندازي دولت آشور ياري دادند ، و به پاس آن، باروير رهبر ارمنيان، به عنوان پادشاه ارمنستان تاجگذاري كرد.
HTML clipboard در نظام حكومتي ايران ، در روزگار هخامنشيان ، سومين جايگاه بعد از پارس ها و مادها، از آن ارمنيان بود. سرداران ارمني، فرماندهي سپاهيان ايران را به عهده داشتند پس از كشته شدن كمبوجيه، ارمنستان شورش كرد. چون سلطنت بر داريوش مسلم گرديد، يكي از سرداران ارمني خود به نام دارشيش را مامور فرونشاندن شورش ارمنستان كرد. در نبرد داريوش هخامنشي با اسكندر مقدوني، جناحين راست و چپ سپاه ايران را سپاهيان ارمني به فرماندهي سرداران ارمني تشكيل مي دادند. شش فرمانده جناح راست يرواند(داماد شاهنشاه هخامنشي) و فرمانده جناح چپ ميترا اوستس (Mitra – ustes) بود. پس از پيروزي مقدونيان، يرواند در ارمنستان ادعاي استقلال كرد و به سلطنت پرداخت. خاندان يروانديان كه بر ارمنستان فرمان مي راندند، سياست ضد سلوكي داشتند، و تا حدودي توانستند استقلال ارمنستان را حفظ كنند.
در سال 189 پيش از ميلاد، آرتاشس اول كه خود را منسوب به خاندان يروانديان مي كرد، بر تخت سلطنت ارمنستان جلوس كرد و ارمنستان را به عظمت و قدرت رساند. تيگران دوم نواده آرداشس ، كه در تاريخ ارمنيان به تيگران كبير اشتهار دارد، به توسعه سرزمينهاي متصرفي پرداخت و حدود ارمنستان را از شمال، به آغوانك يا آلبانيا (ارمنيان به سرزميني كه در قفقاز و در شمال رودخانه كر قرار گرفته است، آغوانك يا آلبانيا مي گويند و نويسندگان فارسي زبان آن خطه را اران مي خوانند.) از شرق به درياي خزر، از جنوب تا نزديك فلسطين و از غرب به درياي مديترانه رساند. سپاهيان تيگران دوم طبق توصيف مورخين يوناني، به غير از ارمنيان شامل اهالي آذربايجان، كردوك، عربها، گرجيها، و آلبانها يا آغوانكها(اهالي اران) بود.
روابط ايرانيان و ارمنيان در روزگار اشكانيان بسيار صميمانه تر و نزديك تر گرديد، اوتوما دختر تيگران دوم با مهرداد اشكاني شاهنشاه ايران زمين پيوند زناشويي بست. و دختر آرتاوازد سوم(55 ـ 34 پيش از ميلاد) با پاكور وليعهد و فرزند ارُد، شاهنشاه ايران زمين ازدواج كرد.در دهه هفتم سده اول ميلادي بلاش اشكاني برادر خود، تيرداد را به سلطنت ارمنستان منصوب كرد. تيرداد بنيانگذار سلسله اشكاني در ارمنستان گرديد و يك شاخه از سلاطين اشكاني نزديك به چهارصد سال در ارمنستان سلطنت كردند.
HTML clipboard چون اردشير بابكان سلسله اشكانيان را در ايران منقرض كرد، شاهزادگان، رجال و نجيب زادگان اشكاني به ارمنستان گريختند و به پادشاه اشكاني ارمنستان پناهنده شدند. در سال 301 ميلادي مسيحيت دين رسمي ارمنستان اعلام گرديد.
در سال 428 ميلادي سلسله اشكانيان در ارمنستان منقرض شد. اميران ارمنستان به اطاعت دولت ساساني درآمدند. يزدگرد دوم در سال 447 ميلادي فرماني صادر كرد كه در ارمنستان سرشماري به عمل آيد، پس از سرشماري ماليات سنگيني بر مناطق آباد و همچنين مناطق غير مسكون و ويران ارمنستان وضع كرد. سپس دستور داد كه ارمنيان، بايد دين مسيح را ترك گفته، پيرو دين زرتشت گردند. در ارمنستان شورايي از اميران ارمني تشكيل گرديد، و كليه اميران هم پيمان گشتند كه تسليم خواست يزدگرد نشوند.
يزدگرد نيرويي فراوان براي سركوبي ارمنيان به ارمنستان گسيل داشت. در ظهر روز بيست و چهارم ماه مه سال 451 ميلادي در دشت ماكو نبرد خونيني بين ارمنيان به فرماندهي وارتان ماميگونيان، با سپاهيان يزدگرد در گرفت. وارتان ماميگونيان، سپهسالار ارمنيان، همراه با يك هزار و سي و شش تن از سپاهيان و سرداران ارمني در جنگ كشته شدند. شبانگاه كه دو سپاه از يكديگر جدا شدند، نيروهاي ارمني صحنه كارزار را ترك گفتند. سپاه ساساني بدون اخذ نتيجه بازگشت. پس از اين نبرد، يزدگرد از تغيير دين ارمنيان منصرف گرديد. فيروز شاهنشاه ساساني، در سال 460 ميلادي مجددا در صدد زرتشتي كردن ارمنيان برآمد. ارمنيان دوباره سر به شورش برداشتند و سپاهيان فيروز را در نزديكي روستاي آگور به سختي شكست دادند. پافشاري پادشاهان ساساني براي تغيير دين ارمنيان باعث گرديد كه ارمنيان و ايرانيان كه دو برادر هم خون و هم نژاد بودند از يكديگر فاصله بگيرند.
HTML clipboard مشترکات فرهنگی ايران و ارمنستان
زبان ارمني يكي از شاخه هاي مستقل زبان هند و اروپايي است كه با زبان فارسي روابط خويشاوندي نزديك دارد. به روزگار اشكانيان، ايرانيان و ارمنيان به راحتي زبان يكديگر را درك مي كردند. بسياري از واژه هاي پهلوي اشكاني، هم اكنون نيز در زبان ارمني مشاهده مي گردد. تعداد كثيري از نامهاي اشكاني به وسيله ارمنيان حفظ گرديده است، گرچه پاره اي از اين نامهاي اصيل ايراني اينك براي ايرانيان نامانوس و ثقيل به نظر مي رسد.
گاه شماري ارمنيان در ارمنستان باستان همانند گاه شماري ايرانيان، عبارت بود از: دوازده ماه سي روزه كه پنج روز باقي مانده (خمسه مسترقه) را ايرانيان به آخر ماه هشتم و ارمنيان به آخر ماه دوازدهم مي افزودند. هر روز از روزهاي ماههاي ارمنيان همانند ايرانيان نامي خاص داشت.
داستانها و افسانه هاي ايراني و ارمني شباهت بسيار بهم دارند و از يكديگر متاثر گرديده اند. آرش كمانگير با جانفشاني و فداكاري و با پرتاب تير، مرز ايران و توران را تعيين كرد و ايرانيان از حصار خارج گشتند، و هايگ كمانگير با تيري كه در چشم بل(بعل؟) دوخت ارمنيان را نجات داد.براي آگاهي بيشتر از زبان، نامهاي ارمني دين، و همچنين جشنها و اعياد مشترك ايرانيان و ارمنيان، به طور اختصار توضيحاتي داده مي شود.
HTML clipboard زبان ارمني
زبان ارمني يكي از زبانهاي آريايي است كه با زبان پارسي پيوندي ناگسستني دارد. متجاوز از يك سده است كه پژوهشگران به مطالعه زبان ارمني پرداخته اند و با تعداد بيشماري از واژه هاي پارسي در زبان ارمني برخورد كرده اند. پاره اي از خاورشناسان پس از مشاهده اين واژه هاي همانند، گمان كردند زبان ارمني، مانند زبان اوستايي و پهلوي يكي از شعبه هاي زبان ايراني است.
هوبشمان (Hubshmann) دانشمند آلماني، پس از تطبيق كلمات مترادف در زبانهاي پارسي و ارمني اعلام داشت كه زبان ارمني يكي از شاخه هاي مستقل زبان آريايي است و از رشته زبان فارسي نمي باشد؛ ولي زبانهاي ارمني و پارسي داراي روابط خويشاوندي نزديكند و بخشي از كلمات اين دو زبان مشابه يكديگرند. زبان ارمني هنگام تكامل، به علت وجود شرايط سياسي و فرهنگي و اقتصادي خاص، تركيب كلمه هاي خود را تا اندازه اي از زبان پارسي گرفته است. چنانكه از يازده هزار كلمه هاي ريشه اي زبان ارمني ، يكهزار و چهارصد و يازده كلمه آن از زبان فارسي است.
در روزگار هخامنشيان زبان فارسي در ارمنستان رواج بسيار داشت و طبقه هاي بالاي جامعه ارمنيان براي گفتگو از زبان پارسي استفاده مي كردند. در روزگار شاهنشاهي اشكانيان بويژه، پس از آنكه تيرداد اشكاني به تخت سلطنت ارمنستان نشست و بنيانگذار سلسله اشكاني در ارمنستان گرديد، تعداد بيشماري از واژه هاي پهلوي به زبان ارمني وارد شد.
يكي از پژوهشگران ارمني به نام اديك مهرابي با بهره گرفتن از فرهنگ ريشه شناسي ارمني تاليف هراچيا آجاريان، ايرانشناس و زبان شناس برجسته ارمني، به تحقيق در واژه هاي همانند ارمني و فارسي پرداخت و فرهنگي به نام فرهنگ واژه هاي همانند ارمني ، اوستايي ، پهلوي ، پارسي … فرآهم آورد. و تنها در كتاب نخست اين فرهنگ يكصد و سي ويك واژه همانند در زبانهاي پارسي و ارمني كه با حروف آ، آغاز مي گردد معرفي كرده است. متاسفانه اين كار پر ارج ادامه نيافت. آثاري كه از زبان پهلوي اشكاني در دسترس پژوهشگران قرار داد، اندك است و در نتيجه آگاهي از زبان پهلوي اشكاني به كلماتي محدود مي گردد كه در اين آثار به كار رفته اند از اين رو، براي يافتن كلمات بيشتر زبان ارمني مي تواند پژوهشگران را ياري فراوان دهد؛ زيرا كه زبان ارمني گنجينه اي است سرشار از واژه هاي زبان پهلوي. در زبان ارمني كلماتي وجود دارد كه از زبان پارسي وارد زبان ارمني شده است، ولي اين كلمات در زبان فارسي كنوني ديده نمي شود مانند :
HTML clipboard زبان پهلوي
زبان ارمني زبان فارسي كنوني
آپاستاك
آپاستاك اسب سوار
بازواك
باژاگ استكان
اَزد
اَزد اطلاع
مارت
مارت انسان
HTML clipboard نامهاي ارمني در عصر هخامنشيان، خصوصا در روزگار اشكانيان، ايرانيان و ارمنيان از نامهاي يكساني استفاده مي كردند. اين نامهاي اصيل اقوام آريايي، تا اواخر روزگار ساسانيان نيز در ايران مورد استفاده قرار مي گرفت، ولي پس از حمله تازيان، اندك اندك نامهاي زيباي ايراني به دست فراموشي سپرده شد؛ ولي ارمنيان با نهادن اين نامهاي اصيل بر فرزندان خود، باعث زنده ماندن آنها گرديدند. هم اكنون بسياري از اين نامهاي ايراني، براي ايرانيان نامانوس است.
تعدادي از نامهاي ايراني كه ارمنيان تاكنون آنها را حفظ كرده اند به شرح زير است:
آرداشس
از نامهاي پهلوي است به معني با عدالت فرمانروايي كردن
آرداوازد
: از نامهاي روزگار هخامنشيان، به معني كسي كه بي گناهيش ثابت شده است(نام يكي از فرمانداران ارمنستان در زمان هخامنشيان)
آرتاباز
: در اوستا Artapana و در پهلوي Artaban به معني پشتيبان راستي و درستي.
آروسياگ
: از نامهاي اشكاني است كه بر دختران مي گذاردند. به معنای عروسک می باشد.
آرشاك
: همان اشك يا ارشك است. آرشاك يكي از بزرگان پارت و بنيانگذار دودمان اشكاني است و در واقع نام صحيح اشكانيان ارشكانيان است.
آرشام
: نام نياي داريوش بزرگ. به نوشته كتيبه بيستون، آرشام يعني دلير و كسي كه نيرويي همانند خرس دارد.